چگونه می توان به یک مرد مدرن تبدیل شد؟

۲۰ نشانه که میگن دیگه واسه خودت مردی شدی!

در زمان های قدیم مرد شدن خیلی ساده بود، تمام چیزی که نیاز داشتید این بود که موهای سینه شما در آمده و حقوق کافی برای دریافت یک وام داشته باشید در حالی که همسرتان لانه عشق شما را برای ورود عضو جدید خانواده آماده می کند.

دوره زمانه تغییر کرده و دنیای مدرن تصاویر متناقض و متغیری از یک مرد مدرن ارائه می دهد، از یک فرد لاغر اندام شلوار جین به تن کرده، کسی که بتواند سیگارش را بپیچد، درباره فلسفه و سیاست بحث کند تا مردانی که شانه های پهنی دارند، راننده کامیون هستند، سبیل های کلفتی پشت لب شان سبز شده و …

با این اوصاف تعجبی ندارد که چرا مردان امروزی از بحران هویتی رنج می برند، هسته این بحران از تلاش آن ها برای پاسخ به دو سوال ساده نشات گرفته است:

  • مرد مدرن چه کسی است؟
  • چگونه می توان به یک مرد مدرن تبدیل شد؟

حقیقت این است که مردانگی با کاری که شما انجام می دهید، با اندازه کامیونی که سوار می شوید، با میزان تنگ بودن شلوار جین مشکی که به تن می کنید یا تعداد صفرهای روی چک پرداختی هفتگی شما تعریف نمی شود.

مردانگی با فرایندهای ظریف ذهنی که پشت تصمیمات و رفتارهای شما رخ می دهد، با چراها و چگونه های پشت چیستی ها تعریف می شود و به همین دلیل است که در ادامه قصد داریم درباره چراها و چگونه ها صحبت می کنیم.

نکته: در این مقاله وقتی از کلمه مرد استفاده می کنیم منظورمان لزوما یک مرد بالغ نیست، به نظر ما مرد بودن هیچ ربطی به سن ندارد بلکه به ذهنیت و طرز فکر شما بستگی دارد.

۱٫ پسرها ادعا می کنند، مردها عمل می کنند

پسرها کسانی هستند که درباره این که چند رابطه عاشقانه داشته اند، چقدر پول در آورده اند، چقدر جذاب هستند و چه موفقیت هایی کسب کرده اند سخنرانی می کنند، آن ها لاف می زنند، ادعا می کنند و آن قدر صدای خود را بالا می برند که همه بدانند چقدر فرد مهم، موفق یا عالی هستند و با این کار سعی می کنند نظر تایید دیگران را جلب کنند.

در حالی که یک مرد فقط آن چه را که می خواهد انجام می دهد و اهمیت نمی دهد دیگران چه فکری درباره او می کنند.

او درباره همه دخترهای زیبایی که با آن ها ارتباط داشته یا پیروزی هایی که تاکنون به دست آورده صحبت نمی کند زیرا خود را فراتر از این مسائل می داند و به خوبی به این مسئله واقف است که تحسین دیگران می تواند چقدر زودگذر، تو خالی و نا امید کننده باشد بنابراین تلاش می کند تا تنها منبع خوشبختی که از طریق عمل کردن حاصل می شود را بیابد.

۲٫ یک پسر دلیلی برای نتوانستن پیدا می کند، یک مرد راهی برای توانستن

پسرهایی که هنوز مرد نشده اند کسانی هستند که روی هر مانع بالقوه ای در مسیر خود تمرکز کرده و سعی می کنند به نحوی از آن مانع به عنوانی بهانه ای برای خارج نشدن از منطقه راحتی خود استفاده کنند.

مثلا می گویند:

  • “من اطلاعات کافی ندارم”
  • “من هنوز آماده نیستم”

و اگر چیزی پیدا نکنند خودشان مانعی ایجاد می کنند، بهانه هایی مانند:

  • “خیلی زوده، نزدیک ناهاره، تاریکه، دیره، هوا روشنه و …”
  • “وقت کافی ندارم”
  • “آدم های زیادی برای این کار هستند”

در حالی که یک مرد با وجود موانع واقعی که بر سر راهش است راهی برای اقدام کردن و جلو رفتن پیدا می کند. او کسی است که با وجود همه این موانع به مرزهای منطقه راحتی و محدودیت های خود فشار می آورد و سعی می کند از منطقه امن خود خارج شود، به عنوان مثال:

  • “نیم ساعت زودتر بیدار می شوم”
  • “یک هفته پس انداز خواهم کرد”
  • “فقط از او خواهش می کنم که هدفون را در آورد”

مردان می دانند که اگر بخواهند زندگی ایده آل خود را خلق کنند باید این کار را انجام دهند، پس بدون بهانه جویی این کار را شروع می کنند.

۳٫ پسرها کاری که آسان است را انجام می دهند، مردان چیزی را که درست است

پسرها همیشه به دنبال راه آسان هستند. آن ها آن قدر از کار سخت واهمه دارند که سعی می کنند راه حل های بدون تلاش کردن را پیدا کنند و درد و فشار کمتری متحمل شوند، راه حل های فوری که بدون قطره ای عرق ریختن نتیجه سریعی به آن ها بدهد.

در حالی که یک مرد به دنبال راه حل درست است صرف نظر از این که چقدر سخت باشد. او به دنبال این نیست که با کمترین تلاش کار را سر هم بندی کند بلکه آن چه برایش اهمیت دارد کار درست است. او به دنبال راه حل های درست، صادقانه و اخلاقی است که معادل کاری که انجام داده نتایج حقیقی و طولانی مدت در پی داشته باشد.

یک مرد می داند هر کاری که می کند به شکل گیری نوع دنیایی که در آن زندگی می کند کمک می کند و از آن جا که او می خواهد در دنیایی زندگی کند که مردم کار درست را انجام دهند خودش نمونه چنین افرادی می شود.

۴٫ پسرها دیگران را برای چیزی که خودشان در آن حضور داشته اند مقصر می دانند اما مردها مسئولیت آن را می پذیرند

پسرها هنگام مواجهه با مشکلات به نقشی که دیگران در بروز آن داشته اند و این که چگونه باید متفاوت عمل می کردند تمرکز می کنند، آن ها به جای این که به نقش خود در ایجاد این وضعیت توجه داشته باشند سعی می کنند از همه مسئولیت ها شانه خالی کرده و به دنبال فرد دیگری به عنوان مقصر بگردند.

مثلا می گویند:

  • “او نباید به من بی ادبی می کرد، چه آدم پستی!”
  • “تو نباید این همه کار به من محول می کردی”
  • “آن مورد شکست خورد چون هیچ کس به من فرصت دوباره نداده است”

در حالی که مردان به نقشی که خودشان در کارها داشته اند و این که دفعه بعد چه تفاوتی در عملکرد خود باید داشته باشند تمرکز می کنند. آن ها می دانند عناصر مختلف زیادی روی نتیجه و موقعیت اثر می گذارد اما به این موضوع نیز واقف هستند که سرزنش هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند به آن ها کمک کند تا زندگی که می خواهند را بسازند.

آن ها می گویند:

  • “نباید به او نزدیک می شدم، واضح بود که او نمی خواهد با کسی حرف بزند”
  • “باید زمانم را بهتر مدیریت می کردم”
  • “باید پیشنهادم را به شیوه جذاب تری ارائه می دادم”

مردان می دانند که تنها راه خلق زندگی مورد نظرشان این است که روی آن چه ایجاد می کنند تمرکز کنند و بنابراین تمرکز خود را روی آن حفظ می کنند.

۵٫ پسرها از درد دوری می کنند، مردها به سوی خوشی حرکت می کنند

پسرها وقت خود را صرف پیدا کردن مشکلات بالقوه و منابع درد و رنج می کنند و به دلیل ترس از آن ها، سعی می کنند از این مسائل فرار کنند و به آن ها نزدیک نشوند. مثلا می گویند:

  • “ممکنه من رو رد کنه، پس بهتره اصلا با او صحبتی نکنم”
  • “ممکنه شکست بخورم پس هیچ سعی ای نکنم بهتره”
  • “ممکنه درباره من قضاوت بد بکنند پس بهتره اصلا نظرم رو ارائه ندم”

مردها وقت خود را صرف جستجوی راه هایی می کنند که بتوانند آن چه را که می خواهند تجربه کرده و به سوی آن ها حرکت کنند.

  • “من می تونم با او ارتباط برقرار کنم پس می خواهم بهش نزدیک شوم”
  • “من می تونم چیز جدیدی ازش یاد بگیرم پس تلاشم رو می کنم”
  • “من احساس آزادی رو دوست دارم پس می خوام عقیده خودم رو ابراز کنم”

مردان می دانند بهترین زندگی که شما می توانید امیدوار باشید با فرار از ترس به دست آورید یک زندگی معمولی است، بنابراین آگاهانه روی تحقق خواسته های درونی خودشان تمرکز می کنند.

۶٫ پسرها شکایت می کنند که دنیا عادلانه نیست اما مردان فقط به دنبال آن چه می خواهند می روند

پسرها مدام ادعا می کنند که زندگی سخت تر و خشن تر از هر کسی دیگری داشته اند و این که بدون این که گناهی داشته باشند دنیا با آن ها به گونه دیگری رفتار کرده است. آن ها خود را قربانی می دانند و مسئولیت وضعیت زندگی خود را به گردن دیگران، نتایج و وقایع خارج از کنترل خود می اندازند، مثلا:

  • “من پدری نداشتم که به من یاد بدهد”
  • “من قد بلند نبودم”
  • “من وقتی سنم کمتر بود موفق نشدم”

مردان روی چیزی که می خواهند تمرکز می کنند و پیش می روند صرف نظر از این که جهان چقدر عادلانه یا نا عادلانه به نظر برسد.

  • “من پدری نداشتم که به من یاد بدهد پس می خواهم خودم آن را یاد بگیرم”
  • “ممکن است قد بلند نباشم اما به اندازه کافی صدای رسایی خواهم داشت”
  • “من در جوانی موفقیتی به دست نیاوردم برای همین می خواهم مطمئن شوم که حالا موفق می شوم”

مردان می دانند که عدالت یک توهم است و جهان همیشه مشکلاتی بر سر راه همه قرار می دهد پس تنها راهی که می توانید به چیزی که می خواهید برسید این است که خودتان دست به کار شوید.

۷٫ پسرها به دنبال گرفتن اجازه از دیگران هستند، مردها از خودشان اجازه می گیرند

پسرها منتظر می مانند تا دوستان آن ها به جوک های آن ها بخندند، خانم ها به آن ها توجه خاصی نشان دهند یا رئیس آن ها بخواهد قبل از انجام کاری ایده های خود را مطرح کنند.

در حالی که یک مرد بدون توجه به آن چه دیگران فکر می کنند به خودش اجازه می دهد که بلند شود و کاری که می خواهد را انجام می دهد. او منتظر لبخند مودبانه یا حرکات دلگرم کننده نیست بلکه مسئولیت زندگی خود را به عهده می گیرد و کاری که نیاز است را انجام می دهد.

او می داند حتی اگر همه اطرافیان اجازه کاری را به او بدهند باز هم باید از خودش اجازه بخواهد که طبق اجازه دیگران عمل کند، بنابراین ترجیح می دهد همان ابتدا خودش این اجازه را به خود بدهد.

۸٫ پسرها به زمان بیشتری برای آماده شدن نیاز دارند، مردان به چالش های بیشتری برای غلبه کردن

پسرها از هر نوع کمبودی مثلا نداشتن دانش کافی، زمان، تمرین، پول، وضعیت مناسب و هر چیزی دیگری که پیدا کنند به عنوان بهانه ای برای اقدام نکردن استفاده می کنند. فرقی ندارد چه چیزی باشد زیرا دلیل واقعی آن ها نیست بلکه از آن تنها به عنوان ابزاری برای مواجه نشدن با ترس های خود بهره می برند.

در حالی که یک مرد در دنیای واقعی حضور دارد، عمل می کند، از طریق موانع پیشرفت می کند، باورهای محدود کننده خود را به چالش می کشاند و ثابت می کند می تواند از پس هر آن چه که دنیا سر راهش قرار می دهد بر بیاید که نه تنها باعث می شود احساس آزادی و کنترل روی زندگی خود داشته باشد بلکه او را به یافتن چالش های بیشتر برای مقابله کردن مشتاق تر می کند.

۹٫ پسرها خود را سرکوب می کنند، مردان خود را ابراز می کنند

پسرها افکار، احساسات، تجارب و امیال خود را پنهان می کنند، آن ها را سرکوب می کنند و سعی می کنند از مسیر امن توافق با هنجارهای اجتماعی پیش می روند تا مطرود و منفور دیگران نشوند. آن ها یک ظاهر موجه اجتماعی برای خود در نظر می گیرند تا بتوانند هم رنگ جماعت و مردمی شوند که هر روز با آن ها کشمکش دارند.

در حالی که یک مرد افکار، احساسات، تجارب و خواسته های خود را ابراز می کند و آن ها را با همه کسانی که شایسته شنیدن هستند آشکارا و آزادانه به اشتراک می گذارد زیرا می داند این کار تنها راه ایجاد زندگی ایده آل است.

۱۰٫ پسرها دیگران را به خاطر وضعیت زندگی خود سرزنش می کنند، مردان مسئولیت آن را می پذیرند

پسرها مدام دیگران، رویدادها، ژنتیک و یا چیزهای دیگری که کنترلی روی آن ندارند را برای وضعیتی که در آن قرار گرفته اند مقصر می دانند و مدام والدین، شیوه تربیت، قد یا قوم و نژاد خود را به دلیل عدم موفقیت خود سرزنش می کنند.

در حالی که یک مرد به تصمیمات و کارهایی که باعث شده او در این نقطه قرار بگیرد واقف است، او می داند عوامل خارجی موثر بوده اند اما تنها روی کاری که می تواند به شیوه متفاوتی انجام دهد تمرکز دارد.

یک مرد می داند تنها راه کنترل آینده این است که مسئولیت گذشته خود را بر عهده بگیرد و خودش پایه محکمی ایجاد کند.

۱۱٫ پسرها از ترس پنهان می شوند، مردها ترس خود را می پذیرند

زمانی که یک پسر با ترس روبرو می شود پا به فرار می گذارد، او می داند که ترس نشانه این است که احتمالا درد، اضطراب، طرد شدن، قضاوت شدن و شکست را تجربه می کند و به همین دلیل سعی می کند به هر قیمتی از آن جلوگیری کند.

زمانی که مردی با ترس روبرو می شود به سوی آن قدم بر می دارد. او می داند ترس نشانه آن است که او از محدودیت هایی که درک کرده فراتر رفته و چیز جدیدی درباره خودش کشف خواهد کرد، به همین دلیل ترس را با آغوش باز می پذیرد.

۱۲٫ پسرها می خواهند درست به نظر برسند، مردان می خواهند خوب باشند

پسرها از این که اثبات شود اشتباه می کنند آن قدر می ترسند که همواره به دنبال اطلاعاتی هستند که ثابت کند چقدر درست عمل می کنند و هر آن چه اثبات کند چیزی که آن ها می گویند درست است را جمع آوری کرده و از هر چیزی که با اعتقادات و باورهای آن ها مغایرت داشته باشد دوری می کنند.

یک مرد می خواهد در هر کاری که انجام می دهد به درجه عالی برسد برای همین پیوسته در جستجوی اطلاعاتی است که اشتباهش را اثبات کند. او کتاب می خواند، عضو فروم ها می شود، در آزمون ها شرکت می کند و از انتقادها استقبال می کند با این امید که نقص تئوری های ذهنی خود را پیدا کرده و آن ها را برطرف کند.

او می داند با پیدا کردن شواهدی که با عقایدش مغایرت دارد چیزهای ژرف و جدیدی یاد می گیرد، بنابراین به دنبال این شواهد می رود.

۱۳٫ پسرها از موفقیت دیگران می ترسند، مردان با دیدن موفقیت دیگران الهام می گیرند

یک پسر با شنیدن موفقیت دیگران عصبی شده و می ترسد زیرا فکر می کند که دیگر شانسش را از دست داده و هرگز به چیزی که می خواهد نمی رسد. به خودش نگاه می کند و می پرسد: “چرا من موفق نیستم؟ من چه مرگمه؟”

در حالی که یک مرد با شنیدن موفقیت دیگران هیجان زده می شود، الهام می گیرد و روحیه بیشتری به دست می آورد زیرا می داند که رویاهای او هم امکان پذیر است و به خاطر این که کسی از قبل نقشه راه را برای او گذاشته است جشن می گیرد.

او به خود نگاه می کند و می گوید: “چرا من نه؟ اگر او توانسته این کار را بکند من هم می توانم”. یک مرد می داند که پتانسیل وجودی اش نه تنها با موفقیت دیگران خدشه دار نشده بلکه بیشتر هم می شود بنابراین در هر فرصتی آن را جشن می گیرد.

۱۴٫ پسرها از تزلزل فرار می کنند، مردها از تزلزل عبور می کنند

زمانی که پسری احساس می کند تزلزل و حس نا امنی اش افزایش یافته پا به فرار می گذارد، او این احساسات را سرکوب می کند، از آن ها پنهان می شود، این احساسات را سر پوش می گذارد یا سعی می کند آن ها را نادیده بگیرد زیرا نمی خواهد مورد قضاوت دیگران قرار بگیرد.

در حالی که مردان به سمت این احساسات قدم بر داشته، آن ها را جستجو می کنند و از هرگونه حس نا امنی عبور می کنند تا بتوانند آن چه فرا سوی این احساسات قرار دارد را ببیند.

آن ها می دانند که احساس تزلزل، بخش هایی از زندگی شان را که می توانند بیشترین رشد را در آن داشته باشند برجسته می کند و به همین دلیل به دنبال پیدا کردن آن هستند.

۱۵٫ پسرها به شیوه ای زندگی می کنند که گفته شده درست است، مردان به شیوه ای که باور دارند درست است

پسرها در دنیای بیرون به دنبال راهنمایی برای نحوه زندگی کردن هستند، آن ها از پدر و مادر و دوستان خود سوال می کنند، تلویزیون تماشا می کنند، به رادیو گوش می دهند و از شخصیت فیلم ها و سلبریتی های مشهور تقلید می کنند.

این در حالیست که یک مرد برای پیدا کردن نحوه درست زندگی به درون خود نگاه می کند، او پذیرفته است که دیگران دیدگاه ها و خواسته های خاص خودشان را دارند و معتقد است خودش نیز باورهای خودش را دارد.

یک مرد ممکن است به این که دیگران چه می کنند توجه کند اما به جای تقلید کورکورانه آن را از ذره بین این که “آیا این احساس برای من هم صدق می کند؟” عبور می دهد.

البته این به آن معنا نیست که مردان هرگز با دیگران مشورت نمی کنند بلکه یعنی از دانش و ایده های دیگران برای این که بفهمند چگونه می توانند آن چه می خواهند را انجام دهند بهره می گیرند نه برای این که بدانند چه چیزی باید بخواهند.

مردان می دانند که تنها راه تجربه خوشبختی و تحقق آن چه می خواهند این است که زندگی خود را بر اساس باورهای خود زندگی کنند و به همین دلیل مدام خودشان را چک می کنند تا مطمئن شوند درست عمل می کنند.

۱۶٫ پسرها از شکست می ترسند، مردها به سوی آن می روند

پسرها از شکست های احتمالی فرار می کنند، اگر یک پسر در وضعیتی قرار بگیرد که همه چیز بد پیش می رود و احساس کند ممکن است اقدامش باعث شود یک آدم احمق و دست و پا چلفتی به نظر برسد سعی می کند اصلا با این وضعیت روبرو نشود تا شکست، مایه تحقیرش در مقابل دیگران نشود.

در حالی که یک مرد از قرار گرفتن در شرایطی که احتمال شکست در آن ها وجود دارد نمی ترسد و اگر در موقعیتی قرار بگیرد که همه چیز بد پیش می رود و اقدام او ممکن است باعث شود در مقابل دیگران تحقیر شود باز هم به جلو قدم بر می دارد.

او سعی می کند تا آن جا که ممکن است قوی باشد و می داند اگر به آن سوی محدودیت های خود نرود و توانایی ها و عدم توانایی های خود را کشف نکند هرگز از پتانسیل واقعی خود آگاه نخواهد شد. از این گذشته تا وقتی که از این خط عبور نکند نمی داند کجا قرار دارد.

۱۷٫ پسرها به دنبال تایید شدن توسط دیگران هستند، مردان تایید می کنند

پسرها دنیال این هستند که دنیای بیرون آن ها را تایید کند و حس خود ارزشمندی به آن ها بدهد، مثلا برای تایید موفقیت های خود به دوستان خود نگاه می کنند، برای احساس مردانگی به نظر زنان نسبت به خودشان توجه می کنند، برای تایید دستاوردهای خود به نظر پدر خود تکیه دارند.

در حالی که مردها برای احساس قوی بودن به نظر مثبت و تایید شدن از دنیای بیرون متکی نیستند زیرا آن ها از طریق شیوه زندگی کردن خود، خودشان را تایید می کنند. آن ها تایید لازم را از درون به دست می آورند و می توانند آن را به اطرافیان خود نیز بدهند.

۱۸٫ پسرها تلاش می کنند مقصر را پیدا کنند، مردها سعی می کنند راه حل را پیدا کنند

پسرها همیشه به دنبال این هستند که تقصیر را گردن دیگران بیندازند. آن ها در مورد خود ارزشمندی خود به قدری شک دارند که نیاز به شخص دیگری دارند تا تمام مشکلات خود را زیر سر او بدانند و خود باوری شکننده خودشان آسیب نبیند.

در حالی که یک مرد شرایط موجود را پذیرفته و به دنبال راه حل برای آن است، او به جای این که وقت خود را به نسبت دادن خروجی یک وضعیت – که به عوامل مختلف زیادی بستگی دارد – به شخص دیگر هدر دهد دنبال راهی برای حل آن و حرکت به سوی زندگی ایده آل خود می باشد.

۱۹٫ پسرها از این که دیگران کمتر از آن ها باشند احساس خوبی پیدا می کنند، مردها از بهبود زندگی دیگران

احساس خود ارزشمندی در یک پسر با تعداد افرادی که خودش را از آن ها بالاتر بداند تعریف می شود و معتقد است هرچه این تعداد بیشتر باشد او فردی ارزشمندتر، مهم تر و قدرتمندتر است و احترام بیشتری دریافت می کند.

در حالی که احساس خود ارزشمندی یک مرد با نحوه زندگی کردن او، صرف نظر از این که چند نفر از او بالاتر هستند تعریف می شود.

یک مرد می داند اگر بتواند آخر هر روز در آینه نگاه کرده و صادقانه به خودش بگوید که آن چه درست بوده انجام داده و زندگی اش را به طور کامل زندگی کرده نسبت به خود احساس خوبی خواهد داشت، به همین دلیل به دیگران کمک می کند تا بلند شوند و بتوانند عظمت خود را احساس کنند.

۲۰٫ پسرها لیست های تایید کننده مرد بودن خود را می خوانند اما مردها چیزی را که می خواهند در زمانی که می خواهند انجام می دهند و چنین لیستی باعث خنده آن ها می شود

پسرها همیشه به دنبال وسیله ای هستند که نشان دهد چقدر آدم خوب، برجسته، موفق و قدرتمندی هستند. آن ها سعی می کنند تایید دنیای بیرون را به دست آورند تا از این طریق اثبات شود که فرد ارزشمندی هستند و باید با احترام و تحسین با آن ها رفتار شود.

یکی از این ابزار لیست های با پشتوانه فکری ضعیف روی سایت های بی کیفیت در زمینه رشد شخصی می باشد.

در حالی که یک مرد احساس خود ارزشمندی و منزلت شخصی را از شیوه زندگی کردن خود به دست می آورد و برای این منظور نیازی به چنین لیست هایی ندارد که تایید کنند کارش درست است.

آن ها ممکن است چنین لیست هایی را بخوانند و در مورد همه تصمیمات ضعیفی که در گذشته (یا حتی در برخی شرایط فعلی) گرفته اند بخندند اما برای تایید انتخاب های زندگی خود نیازی به این لیست ها ندارند.

این که یک مرد هر شب با احساس رضایت شخصی به رختخواب برود به او نشان می دهد که در مسیر درستی قدم بر می دارد.

۲۱٫ پسرها توسط احساسات خود کنترل می شوند، مردها با خواسته های خود جلو می روند

اگر پسری احساس عصبانیت، ناامیدی، شهوت یا اضطراب داشته باشد اجازه می دهد آن احساس کنترل او را به دست بگیرد و اقدامات، افکار و کلماتش را دیکته کند، تمام تمرکزش متوجه آن احساس می شود و تا زمانی که نتواند برای آن حس غلبه کند همانند برده ای برای آن خواهد بود.

مردها متفاوت هستند، آن ها به جای این که به احساسات خود اجازه دهند بر زندگی آن ها حاکم شوند به آن سوی احساسات خود نگاه کرده و خواسته خود را هدف می گیرند.

مثلا به جای واکنش نشان دادن به عصبانیت خود، به آن سوی عصبانیت نگاه کرده و میل به قوی بودن و تحت کنترل داشتن را می یابند و با توجه به آن رفتار می کنند یا به جای واکنش نشان دادن به اضطراب، به آن سوی اضطراب خود نگریسته و میل به آزادی را می یابند و از آن موضع رفتار می کنند.

۲۲٫ پسرها بی کفایتی های خود را توجیه می کنند، مردان بی کفایتی های خود را به مبارزه می طلبند

اگر پسری احساس کند در زمینه ای از زندگی خود کمبود یا بی کفایتی دارد به دنبال راه هایی برای توجیه آن بی کفایتی هستن، او نظریه ها یا بحث تکامل، ساختارهای روان شناختی و تجربیه گذشته اش را به عنوان دلیل این بی کفایتی بیان می کند و این که چطور این بی کفایتی کاملا برایش توجیه شده است.

اگر مردی احساس کند در موردی کمبود دارد یا بی کفایت عمل کرده به دنبال راه هایی برای به چالش کشیدن و غلبه کردن بر این بی کفایتی های درک شده است.

او ابزارها و ایده هایی را جستجو می کند که بتواند با استفاده از آن ها قوی تر، با اعتماد به نفس تر و شبیه مردی که می خواهد باشد شود صرف نظر از توجیهاتی که باعث شده در آن زمینه ناکفایت عمل کند.

یک مرد می داند که با بی کفایتی خود درد و نا امیدی ایجاد کرده و مسئولیت کامل آن درد را می پذیرد، این مسئله باعث می شود تا به دنبال برطرف کردن ریشه ای درد باشد و در این مسیر زندگی شادتر و کامل تری ایجاد می کند.

شما پسر بچه هستید یا مرد؟ این سوال درستی نیست

تمایز میان مرد و پسر با تعداد روابط عاشقانه یا درآمدی که به دست می آورد مشخص نمی شود. شما نمی توانید مرد و پسر را با لباسی که به تن کرده یا تعداد جوایز و مدال هایی که دریافت کرده اند از هم تشخیص دهید.

چیزی که بین یک پسر و مرد تفاوت ایجاد می کند این است که چه شیوه ای برای زندگی کردن خود انتخاب کرده باشند، منظور همان تصمیمات لحظه به لحظه ای است که در موقعیت های سخت، چالش برانگیز و اغلب ترسناکی که هر کس ممکن است در سفر زندگی اش با آن ها دست و پنجه نرم کند گرفته است.

حقیقت این است که پسر بودن یا مردانگی شما با این تصمیمات لحظه به لحظه تعریف می شود بنابراین شما هرگز نمی توانید یک روز به یک پسر یا مرد کامل تبدیل شوید زیرا همان طور که طرز فکر و چارچوب های تصمیم گیری شما دائما در حال تغییر است، پسر یا مرد درون شما نیز همین طور است.

بنابراین این سوال که “آیا پسر هستید یا مرد؟” سوال درستی نیست زیرا شما هرگز نمی توانید به طور کامل تبدیل به یک پسر یا مرد شوید بلکه در شرایط مختلف ممکن است مانند یک مرد یا یک پسر عمل کنید.

در هر لحظه شما یا ذهنیت پسر بودن را انتخاب می کنید که دیگران را به خاطر وضعیت زندگی خود مقصر بدانید و یا ذهنیت مرد بودن را انتخاب می کنید که مسئولیت وضعیت فعلی زندگی خود را پذیرفته و خلاقانه در جهت ایجاد واقعیت زندگی ارزشمند خود تلاش می کنید.

منبع: lifeoperatingsystem

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *